همانطور که میدانیم متن پیام اصلیترین جزء در فرایند برقراری ارتباط است. واژهها و کلمات، متداولترین شکل یک پیام میباشند. اگر تماس با تلفن را نادیده بگیریم، در گذشته، ارتباط از طریق نامه رایجترین روش ارتباط بوده است. نوشتن نامه و عریضه به عنوان یک مهارت و حرفه شناخته میشده است. حتی افراد با سواد هم گاهی برای نوشتن یک نامه به کسانی که حرفهی آنها کتابت بوده و آنها را کاتب می نامیدند مراجعه مینمودند. از آن رو که این افراد با رسم الخط و آیین نگارش بیشتر از دیگران آشنایی داشتند.
در گفتوگوهای روزمره به ندرت به املای کلمات توجه نشان داده میشود. در هر فرهنگ، قومیت، جغرافیا و اقلیمی، کلمات به شکلهای متفاوتی ادا میگردد. اما ارتباط که همان انتقال معانی و درک مشترک از آن است به خوبی صورت میپذیرد. در بستر مکالمات روزمره انتقال معانی، مستقل از میزان سواد و یا بیسوادیِ انتقالدهنده و انتقالگیرنده پیام میباشد.
بر کسی پوشیده نیست که با گسترش و پیشرفت روزافزون فنآوری و اقبال بیمانند از شبکههای اجتماعی برقراری ارتباط با یکدیگر سریع و آسان و به راحتی در دسترس عموم مردم قرار گرفته است. هر کسی دارای یک تریبون شخصی برای بیان افکار و علاقهمندیهای خود و همچنین بستری برای ارتباط از نوع نوشتاری میباشد.
آنچه بسیار دیده میشود گویی دانش بسیاری از کاربران که بیشتر به صورت شنیداری حاصل شده بدون توجه به املای درست و دقیق واژهها مدام در حال دستبهدستشدن و باعث ایجاد تغییر در شیوهی نگارش میباشد. واژههای زیادی با املای نادرست آن قدر تکرار و دستبهدست شدهاند که گاهی حتی توسط افراد دانشگاهی و با سطح تحصیلات عالی نیز به کار گرفته میشوند.
اگر اراده و تلاش معناداری برای اصلاح اشتباهات رایج و پذیرفتهشده و تصفیهی زبان فارسی از کلمات بیگانه به ویژه واژگان عربی صورت نمیگیرد دست کم از آلودگی بیشتر و آسیبهای مخربی که با رواج این نوع بیسوادی به زبان فارسی وارد میشود جلوگیری نماییم.
در پایان چند نمونه از غلطهای رایج که بسیار مشاهده میشود آورده میشود:
غلط |
---|
توجیح |
راجب |
ک |
ب |
کتابه من |
درست |
---|
توجیه |
راجع به |
که |
به |
کتابِ من |
2 پاسخ
شیوه عروض رو در پیش گرفتیم. با صدای واژهها مینویسیم و دیگه کمتر توجهی به اصل واژه و شیوه نگارشش داریم.
چه تعبیر زیبایی است «صدای واژهها».